توجهههههههههههههههه
متولدین فروردین
که به جهان بیاموزید که عشق “معصومیت” است و از جهان بیاموزید که عشق “اعتماد” است.
متولدین اردیبهشت
که به جهان بیاموزید که عشق “صبر و تحمل” است و از جهان بیاموزید که عشق “بخشش و گذشت” است.
متولدین خرداد
که به جهان بیاموزید که عشق “آگاهی” است و از جهان بیاموزید که عشق “احساس” است.
متولدین تیر
که به جهان بیاموزید که عشق “فداکاری” است و از جهان بیاموزید که عشق “آزادی” است.
متولدین مرداد
که به جهان بیاموزید که عشق “شور و نشاط” است و از جهان بیاموزید که عشق “فروتنی” است.
متولدین شهریور
که به جهان بیاموزید که عشق “نیاز” است و از جهان بیاموزید که عشق “کمال” است.
متولدین مهر
که به جهان بیاموزید که عشق “زیبایی” است و از جهان بیاموزید که عشق “هماهنگی” است.
متولدین آبان
که به جهان بیاموزید که عشق “هیجان” است و از جهان بیاموزید که عشق “تسلیم شدن” است.
متولدین آذر
که به جهان بیاموزید که عشق “صمیمیت” است و از جهان بیاموزید که عشق “وفاداری” است.
متولدین دی
که به جهان بیاموزید که عشق “عقلانی” است و از جهان بیاموزید که عشق “از خود گذشتگی” است.
متولدین بهمن
که به جهان بیاموزید که عشق “اغماض” است و از جهان بیاموزید که عشق “یگانگی” است.
متولدین اسفند
که به جهان بیاموزید که عشق “رحم و شفقت” است و از جهان بیاموزید که عشق “همه چیز” است
.................................
یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!
نتیجهء اخلاقی : اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!
.........................
در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)
در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)
در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى
در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن
در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه
در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى
در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)
در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)
در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار
.........................
تفلـــــــــــدم مبارکــــ
یک تولد یک مرگ
زندگی یعنی این !
سوختن ، ساختن ، چشم به آخر داشتن ...
فاصله یک نفس است
زندگی نغمه غم باره یک فاخته است
که تمام دنیا میله های قفس است
ما همه محکومیم ! محکوم به زندگی ، زندگی با اعمال شاقه !
ای کاش که این محکومیت بر وقف مرادمان باشد
از تولد تا مرگ ، از تولد تا مرگ ، از تولد تا مرگ
آمین ...
......................
غرق نور است و طلا
گنبد زرد رضا
بوى گل، بوى گلاب
مى رسد از همه جا
مثل يك خورشيد است
مى درخشد از دور
شده از اين خورشيد
شهر مشهد پر نور
چشمها خيره به او
قلبها غرق دعاست
بر لب پير و جوان
يا رضا رضا رضا ست
اى خدا كاش كه من
يك كبوتر بودم
روى اين گنبد زرد
شاد مى آسودم
مى زدم بال و پرى
دور تا دور حرم
از دلم ره مى زد
ماتم و غصه و غم
.........................
با نظرو بدون نظر دوستتون دارم!!![]()
![]()
![]()
![]()
نننننننننننننننننننننننننننظر بدید!!
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل
مردم را ببیند خودش را در جایی مخٿی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تٿاوت از
کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردندکه این چه شهری است که نظم ندارد
. حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر
نمی داشت . نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیک سنگ شد.
بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار
داد. ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، کیسه را باز کرد و داخل آن
سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعی می
تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
تو همیشه دعوتی
.
مسافر تاکسی آهسته روی شونه ی راننده زد چون می خواست ازش سئوال بپرسه ... راننده جیغ زد ,
کنترل ماشین رو از دست داد ... نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس ... از جدول کنار خیابون رفت بالا ...
نزدیک بود که چپ کنه ... اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد ... برای چند ثانیه هیچ حرفی بین
راننده و مسافر رد و بدل نشد ... سکوت سنگینی حکم فرما بود تا اینکه راننده رو به مسافر کرد و گفت :
\" هی مرد ! دیگه هیچوقت این کار رو تکرار نکن ... من رو تا سر حد مرگ ترسوندی ! \" مسافر
عذرخواهی کرد و گفت : من نمی دونستم که یه ضربه ی کوچولو آنقدر تو رو می ترسونه \" راننده جواب
داد : \" واقعا تقصیر تو نیست ... امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده تاکسی دارم کار می کنم ... آخه
من 25 سال راننده ی ماشین جنازه کش بودم ... !
وقتی قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود
وقتی نمیتوانیم اشكهایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم
و بغضهایمان پشت سر هم میشكند
وقتی احساس میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهممان است
و رنجها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته میكشد
و انتظارها به سر نمیرسد
وقتی طاقتمان تمام میشود
و تحملمان هیچ
... آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم
و مطمئنیم كه تو
فقط تویی كه كمكمان میكنی ...
آن وقت است كه تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم
آن وقت است كه تو را آه میكشیم
تو را گریه میكنیم
و تو را نفس میكشیم
.........
خوابهایمان را تعبیر میكنی
و دعاهایمان را مستجاب
آرزوهایمان را برآورده می کنی؛
قهرها را آشتی میدهی
و سختها را آسان
تلخها را شیرین میكنی
و دردها را درمان
ناامیدی ها، همه امید میشود
و سیاهیها سفید سفید ...
خداوندا !
تنها تو را صدا میکنیم
و فقط تو را می خوانیم
......
هر چیز گاه اگر کمی تیره می نماید.....
باز روشن می شود زود.......
تنها فراموش مکن این حقیقتی است........
بارانی باید تا رنگین گمانی برآید......
.....
ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود.
وقتی خیال میکنی که دنیا به تو پشت کرده ،
کمی فکر کن ،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کردهای.
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن ،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه میشوند ،
احساس بهتری خواهی داشت.
وقتی دوستان فوقالعادهای داشتی به آنها فرصت بده ،
تا متوجه شوند که فوقالعاده هستند.
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود ،
حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند.
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند ،
که حاضرند برایت بمیرند.
و حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی
دوست دارند هر شب ،
یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر میکند.
تو در نوع خود استثنایی و بینظیر هستی.
یک نفر تو را دوست دارد ،
که حتی از وجودش بیاطلاع هستی.
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد ،
اینست که میخواهد دقیقاً مثل تو باشد
..................
روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت
که ناآگاهانه به زنی تنه زد.
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت
و محترمانه معذرت خواهی کرد
و در پایان گفت :
مادمازل من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،
عذر خواهی کرد و گفت :
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت :
شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که
به من مجال این کار را ندادید
.......................
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه
روزمثل گل نیلوفر تنها بشم!سریع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که می بینم
خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالامی
فهمم ... گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده![]()
![]()
چطور بود؟؟همتون رو با نظرو بدون نظر دوست دارم!![]()
![]()
......
........
من برای سالها مینویسم
سالها بعد که چشمان تو عاشق میشوند
افسوس که قصه مادربزرگ درست بود
هميشه يکی بود يکی نبود
.........
خوبــم
باور کنیــد
اشکها را ریخته ام
غصه ها را خورده ام
نبودن ها را شمرده ام .
این روزها که می گذرد .
خالــی ام .
خالــی ام از خشم ،
دلتنگــی ،
نفرت ،
و حتی از عشق ،
خالــی ام از احساس !
خوبــم ،
اما تــو باور نکن
...................... نظر بده!!![]()
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
...........................
اگر ميتوني جواب بده؟!
چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و
گریه می کنن؟
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان
بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن
دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
نظر بديد!!!!
..............................
علاوه برشارژخودازعلاقه۱۰۰%مابرخوردارشوید
شرکت ایراندل
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غصه زیاد بخورین ... خلاصه هر کاری که میتونین انجام بدین تا زود پیر شین !
.
.
.
.
.
خانه سالمندان هنوز مختلطه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قلعه حیوانات
در کوچه، گوسفندم
در مدرسه، طوطی
در اداره، گاو
به خانه که می رسم سگ می شوم
چوپانی از برنامه کودک داد می زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من کنار بخاری
شعر تازه ام را پارس می کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یارو از کلاهش خرگوش در میاره،
.
.
.
.
.
.
.
.
من هنوز از قلبم توی گوساله رو نتونستم در بیارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از این به بعد هر کسی بهت گفت دوست دارم برو بغلش کن اروم سرت و بزار روی شونه هاش و یواش در گوشش بگو .......خفه میشی یا خفت کنم؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
معنی چراغ زرد در دنیا : از سرعت خود بکاهید وآماده ی توقف شوید
معنی چراغ زرد در ایران : بدو گاز بده تا قرمز نشده رد بشیم.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حقیقت من
بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم.
اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
گوساله ، بتمرگ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو کز محنت دیگران بی غمی.
.
.
. راز موفقیتتون چی بوده؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نیا باران!
زمین جای قشنگی نیست
من از اهل زمینم
خوب میدانم
که گل در عقد زنبور است
ولی سودای بلبل دارد
و
پروانه را هم دوست میدار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آیا میدانید مصرع
میازار موری که دانه کش است.
.
.
.
.
.
نشون میده ما ایرانی ها از قدیم الایام یک جورایی سادیسم داشتیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عزیزم تو تکی به خدا.
.
.
.
.
.
. جفت بودی میبستمت به گاری
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پرسيد شبي ز حال من دلدارم
گفتم كه «ز رنگ و بوي تو بيزارم!»
گفتا «نكند دو تا شده شلوارت؟!»
گفتم « پ ن پ! فقط تو رو دوس دارم؟!»
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مردها وقتییه زن بهشون میگه سردمه به سه دسته تقسیم میشن:
-اونایی که بغل میکنن.
-اونایی که جاکتشونو میدن.
-احمقهاییکه میگن: منم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش ما آدما هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن
میفهمیدیم که هراشغالی ارزش وقت گذاشتن نداره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آیا میدانید.
.
.
.
.
.
.
فقط یه آرایشگر زنِ ایرانی می تونه
درآمدی معادل یک فوق تخصص جراحی رو داشته باشه∙
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اولين سوال دخترا در شروع ترم : استاد منابع امتحانی چیا هست؟
پسرا از استاد در شروع ترم : استاد نه ونيمُ ده ميدين؟
کابینه زندگی مشترک:
زن=وزیر سلب آسایش
شوهر= وزیر کار
مادر زن= وزیرجنگ
مادر شوهر=وزیراغتشاشات
خواهر زن= جاسوس دو جانبه
خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی
پدر زن= وزیر ارشاد
پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت